علوم سياسي بايد نفس بكشد
تصميم داشتم در مطلب بعد از «حريم خصوصي كجاست؟» چيزي در مورد رابطه تكنولوژي و انديشههاي مارتين هايدگر بنويسم و در اين وادي گريزي انتقادي هم به نوشتهي "بيژن عبدلكريمي" در خصوص «شرايط فهم هَيدگر» بزنم اما شرايط مرا به سمتي برد كه فعلاً تصور ميكنم از نفس كشيدن علوم سياسي بنويسم بهتر است تا در ادامه شايد به بحث تكنولوژي بازگردم. دو پنج شنبه گذشته با مساعدت و لطف استاد عزيزم دكتر اطهري پاي ما به مركز پژوهشهاي علمي و مطالعات استراتژيك خاورميانه باز شد. هفته اول جلسهاي با دكتر دهشيار داشتيم كه حول مسائل و تحولات دو سال اخير منطقه خاورميانه بحث و گفتگوهايي خوبي شد. اشرافيت دكتر دهشيار به مسائل منطقهاي و بين المللي سبب شد تا من فرصت را غنيمت بشمارم و حتي بعد از خارج شدن جلسه از حالت رسمي، راهروري مركز جايي باشد تا هر چه ميتوانم سوال بپرسم. در اين بين انتقادي هم به يكي از مقالههايش داشتم...به طور كلي جلسه با دكتر دهشيار سودمند و اثرگذار بود.
هفته دوم كنفرانسي با حضور چندتن از پژوهشگران ارشد مركز برگزار شد. دكتر كيهان برزگر-رئيس جلسه(واحد علوم تحقيقات) ،دكتر جواد صالحي(هيئت علمي دانشگاه شيراز)،دكتر سيدكاظم سجادپور(كه ايشان بنا به دلايلي به جلسه نرسيدند)، محمدفرازمند(سفيرسابق ايران در بحرين) و دبير دوم سفارت تركيه و همچنين دانشجويان مقطع دكتري و كارشناسي ارشد، خبرنگاران و پژوهشگران مسائل تركيه در اين جلسه حضور داشتند. بحثها و نظريات بسيار مفيدي را شاهد بودم. پرسشهاي جالبي هم از سوي بعضي حاضران طرح شد. جدا از سودمندي و تأثير گذاري اين نوع جلسات براي دانشجويان و پژوهشگران، آنچه مرا بيش از همه خوشحال كرد اين بود كه بايستي دولت و جامعه بپذيرد كه علوم سياسي جز لاينفك زندگي بشر است و بايستي صاحب نظران با تحولات جهان به پيش بروند نميتوان تحليلگران و نظريه پردازان را بدان جهت كه حرفهاي مطابق ميل ما نميزنند به كناري نهاد. من اينگونه مراد كردم كه با حضور تحليلگران مختلف و متنوع، علوم سياسي زنده خواهد شد و اساساً زنده خواهد ماند. و نفس كشيدن علوم سياسي هميشه استمرار خواهد داشت. و اين همان نقطه حساسي است كه منافع ملي حفظ خواهد شد. آشنايي با اهداف بلند مدت و كوتاه مدت كشورها(مثلاً رفتارشناسي سياست خارجي رژيم صهيونستي و خطراتي كه ممكن است براي منطقه داشته باشد)، رصد تحولات سريع منطقه و داشتن برآيند فكري در تحليل حوادث اخير منطقه از مهمترين فوايد اين نوع گردهمايي هاست.
پي نوشت:
ضرورتي ميبينم از دلسوزيها و مهر و محبت استاد عزيزم دكتر اطهري تشكر ويژهاي داشته باشم.
این جا، صفحه اي خواهد بود تا من آنچه را كه به گمانم مي انديشم بر آن نقش بندي كنم. و همينطور اين جا، شايد نمايي باشد از تاريخ تحولات فكري ام. كه من، از كجا شروع كرده ام و تا كجا ره مي پيمايم. ممكن است لحظه هايي كه ناخودآگاه چيزي هايي مي نويسم ناشي ار تشويش هاي ذهني ام باشد كه در ساختاري رانده شده باشم بي آنكه خودم در پذيرشش تمايلي داشته باشم.پس احتمالاً همه چيز در حال و هواي ناپايداري سير مي كند. و باز به قول متفكري احتمالاً زبان من، مرزهاي دنياي هر روز من است.