استاد جهانگیر معینی علمداری
تجربه پنج سال مطالعه من در رشته علوم سياسي ميتواند زمينهاي باشد تا من ادعا كنم براي حصول موفقيت چشمگير و پيشرفت بهتر در اين رشته، دانشجوي علوم سياسي بايستي در سه حوزه توانمندي مناسبي بدست آورد 1-فلسفه 2- روششناسي 3- زبان انگليسي. بنابراين تلاش براي كسب توان لازم و شايد كافي در اين حوزهها كه بستري باشد تا در علوم سياسي حرفي براي گفتن داشته باشيم از اصول برنامههاي هر دانشجوي داراي هدفي خواهد بود. بر اين اساس من مطالعه كتابهاي روششناسي علوم سياسي را در دستور كارم دارم. يكي از كتابهاي كه در چند ماه گذشته به شدت ذهن مرا با خود درگير ساخته و بنظر كتابي با رويكردي متفاوتتر از آنچه بوده كه من تاكنون مطالعه كردهام كتاب "روششناسي نظريههاي جديد در سياست"-(اثباتگرايي و فرا اثباتگرايي) تأليف دكتر معيني علمداري استاد دانشكده علوم سياسي دانشگاه تهران بود. اين كتاب كه توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسيده تاكنون دوبار زير چاپ رفته كه بار دوم در سال89 بوده است(بار دوم با تجديد نظر و اضافات).
حالا جريان چيست؟ جريان از اين قرار است كه من اين كتاب را احتمالاً با دقت مطالعه كردم و رويكرد فرانظريهاي استاد به نظريههاي مربوط به سياست البته كه براي من جذاب و مسئلهساز شد.موضوع از اين قرار بود در چند مورد من احساس ابهام و...چطور بگويم نوعي احساس كمبود در بعضي از مباحث كتاب براي من بنظر ميرسيد در واقع سوالهايي سخت ذهن مرا درگير كرده بود.ابتدا با اساتيد خودم در ميان گذاشتم خيلي رغبت به پيگيري اين موضوعات از خود نشان ندادند. اما خانم دكتر ابوالحسني به من توصيه كرد كه سوالها و ابهاماتم را با شخص استاد علمداري در ميان بگذارم. نميتوانم بگويم «نقد» چون كمي جسارت زيادي ميخواهد البته زبان نقد من بسيار تند و تيز است اما در اين مورد خاص هميشه نيروي مرا از روند بيان تند و تيز و نوشتن بيپروا در وبلاگم منع ميكرد. حالا نميدانم آن نيرو چيست!! خلاصه من و دوستم علي در چند روزي كه تهران بوديم دو روزش را در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران دنبال دغدغههاي علمي خودمان بوديم. در اين بين به كمك يكي از دوستان بسيار نيك كه خود ايشان دانشجوي كارشناسي ارشد همان دانشگاه و همان حوزه علوم سياسي بود موفق شديم استاد را از نزديك ملاقات كنيم. شايد باورتان نشود نميدانم با چه زباني بگويم چقدر اين شخص متواضع،با احترام، دوستداشتني،آرام،باحال، و باز هم متواضع كه همهي اين موارد نشانههاي خواهد بود، دال بر در اوج بودن سطح علميي ايشان كه البته امري بديهيست.استاد با كمال ميل مرا به حضور پذيرفت و با دقت به سوالات گوش داد. ابتدا قرار بود سه دقيقه وقت استاد را بگيريم چون ايشان را در كريدور يافتيم و در حال عزيمت به كلاس بودند ولي وقتي استاد با سوالات من مواجه شد در گوشهاي ايستادند . به سبك بچههاي مدرسهاي با همان تواضع و فارغ از هرگونه احساس خود بزرگ بيني از آب سردكنهاي دانشكده آب ميل كردند. و بعد برايم توضيحاتي دادند.
برای مشاهده و مطالعه پرسش و پاسخ این دیدار ادامه مطلب را کلیک کنید
این جا، صفحه اي خواهد بود تا من آنچه را كه به گمانم مي انديشم بر آن نقش بندي كنم. و همينطور اين جا، شايد نمايي باشد از تاريخ تحولات فكري ام. كه من، از كجا شروع كرده ام و تا كجا ره مي پيمايم. ممكن است لحظه هايي كه ناخودآگاه چيزي هايي مي نويسم ناشي ار تشويش هاي ذهني ام باشد كه در ساختاري رانده شده باشم بي آنكه خودم در پذيرشش تمايلي داشته باشم.پس احتمالاً همه چيز در حال و هواي ناپايداري سير مي كند. و باز به قول متفكري احتمالاً زبان من، مرزهاي دنياي هر روز من است.